تسلیت باد رحلت پیامبرگرامی(ص)
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢  

سلام و عرض ارادت خدمت دوستان گرامی

عرض تسلیت خدمت شما رهروان پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محمد مصطفی

صلوات خاصه پیامبر امروز اثرات نکوئی برای فرستنده صلوات دارد پس

(الهم صل علی محمد و آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم فی العالمین انک حمید مجید )

مدت زیادی بود که به دلیل مشغله کاری نتونستم سر به وبلاگ  بزنم .راستش دیگه هم  دلم واسه دوستان تنگ شده بود و هم دلم گرفته بود !

روزای پر مشغله ای را پشت سرگذاشتم و هنوز کما فی السابق درگیر با همین روزای سخت هستم !امیدوارم که لاقل به شما ها حسابی خوش گذشته باشه و همواره در مسیر آرزوهاتون باشید !بعد از مدتها امروز تونستم چند دقیقه ای وقت بذارم و کم بیش دلم را خالی کنم !!

عجب دنیای سخت و نفس گیری شده روز به روز دشواری ها بیشتر و مسیرها سخت تر و طولانی تر میشن !!البنه فکر نکنم این دنیا حریف ما بشه آخه ما خیلی از دنیا سر سخت تریم !!و این سرسختی تنها دلیلش همون روزنه امیدی هست که همه ما در جاده زندگی بدنبال اون هستیم !! به هرحال بی خیال دنیا !خب از اون دنیای به اون بزرگی و مبهم بیایم به یک روز قشنگ از این دنیا سری بزنیم !مدتی است که باتفاق دوستان و همکاران عزیزم برنامه کوهنوردی را در پیش گرفتیم تا خلاصه ازدست  این دنیاد پر دود و دم و آه ! بزنیم به کوه و دشت و صحرا ! راستش واسه من نوعی که به جای خودش خیلی جالبه .اونم به چند دلیل ؟! 1 کمی ار این فشارهای روحی و روانی و شغلی اطرافم رها میشم !2:دوستان و همکارانی را که در طول سال نمیتونیم حتی چند دقیقه را خودمونی (نه به لحاظ شغلی )!در کنار هم باشیم زیارت میکنم .حس و حال خوبی داره یه کم که به ارتفاعات و بلندی های خدادادی پا میذاری میتونی حس کنی که این دنیا چه پستی و بلندی هایی داره !خلاصه من که کلی حال میکنم !!از همین جا هم از همه دوستانی که میتونن در این برنامه حضور داشته باشن دعوت میکنیم و جاشون را در این جمع دوستانه خالی میذاریم تا تشریف بیارن !!البته اون ساعت از صبح و اونم تو یه روز تعطیل که اکثر ماایرانیها تو فکر یه خاب ناز هستیم یه کوچولو سختی داره ولی به سختیش واقعا می ارزه ! همین که از جا کنده شدی دیگه بقیه راه را با یه شوق خاصی قدم پیش میذاری البته واسه بعضی از دوستان اون رختخواب یه عالم دیگه ای داره !!!و ما هم خوشحالیم که به هرحال بهشون خوش میگذره و سالم هستن .

امروز به دلمون افتاد که یه سری به طبیعت بزنیم و خلاصه باتفاق دوستان همسفر شدیم و جای همه اونایی که نبودن واقعا سبز بود چون واقعا بعد از این همه دغدغه و مشغله زندگی و شغلی به نظر من تنهاجایی که میتونه آرومت کنه همین طبیعت زیبای خداوندی است که انسان هم به یاد خدا و لطف خداوند به خاطر این همه آفرینش زیبا می افته و هم این که به لحاظ روحی کاملا تحت تاثیر قرار میگیری  .اینکه من بخوام اون حال و هوا را تو این متن توضیح بدم بنظرم سخته و تنها کمی قابل درک باید باشه باید باشید  تا دقیقا حس  کنید !!

روز خوبی بود و حسابی به لحاظ ورزشی خوش گذشت !خوب چون امروز رحلت پیامبر (ص) هم بود نخواستیم خیلی جنبه تفریحی و خوش گذرانی داشته باشه ‘واسه همین هم مسیر را کوهتاتر از قبل کردیم و با صرف یه صبحانه (جاتون سبز)برگشتیم خونه .

عکسهای جالبی گرفتیم و ان شااله در صورت موافقت دوستان در روزای آینده یکی از اونا رو وبلاگ میذارم !!

همواره شاد وسالم و ورزشکار باشید دوستان خوب من

 

 


کلمات کلیدی:
میلاد امام زمان )عج( مبارک باد
ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۳  

دست نوشته :

آقای من! مهدی جان  این جمعه هم گذشت. و چند روز دیگر جمعه هفته بعد می­رسد و باز هم نیمه شعبان روز ولادت فرا رسید . این روزها قم حال و هوای دیگری دارد. کوچه­ ها آذین بندان شده.. اهالی همه محله­ ها جلوی در خانه ­هایشان را آب و جارو می­کنند. خیابانها چراغانی می­شود. خود را برای جشن میلادت آماده می­کنند. ولی من چه بگویم. بگویم دلم گرفته. یا بگویم رو سیاهم. یا بگویم منتظرم. یا بگویم هنوز دلم را آب و جارو نکرده ­ام. چگونه بگویم. به خود بگویم یا به دیگران. آیا گوش دلم به این حرفها توجه می­کند. کسی که عمری زندگی می­کند فقط برای زندگی کردن. نه خود را می­شناسد و نه زندگی را. همیشه گمان می­کند که دارد زندگی می­کند. اما کدام زندگی؟اگر این حرفهای پریشان را نزنم چه کنم؟ شاید بتوانم کمی خودم را سبک کنم. این شب  هم می­رود و باز اینجا  خلوت می­شود. و در انتظار نیمه شعبانی دیگر. همه منتظرت هستند. اما من… . من آیا منتظرت هستم؟ من چه کرده­ ام؟ کدام کوچه را جارو کرده ­ام؟ من حتی دل خودم را آب و جارو نکرده ­ام. کدام محله را ریسه بسته ­ام؟ من حتی دل خودم را ریسه نبسته­ ام. کدام خیابان را چراغانی کردم؟ سالهاست که چراغ دلم سوخته و درستش نکرده ­ام.آقا جان اگر نیمه شعبان به مسجد جمکرانت نیایم چه کنم؟ تنها امیدم گمان می­کنی غیر از مسجد جمکران توست؟ یا نه؟ آیا باید به چیز دیگری امید ببندم؟ تمام سال می­آید و می­رود. رمضان. محرم و صفر. رجب و شعبان. ایام سرور و شادی یا سوگواری و عزای امامان و پیامبر و باقی صالحان آمد و رفت. من چه فرقی کردم؟ که حال نیمه شعبان برای من فرقی داشته باشد؟ اما در دلم چیزی می­گوید نیمه شعبان فرق می­کند. سالگرد ولادت امام حاضر و زنده ­ای است که امید زمین و زمان است. آقاجان تو امام زمان من هستی.. من زمان امامان دیگر را درک نکردم. هرچند از فیض وجودشان بهره ­مند می­شوم. اما همیشه این رسم بوده که باید پیروی امام زنده را نمود. و من چه بد پیروی هستم. اما به هر حال به پای شما نوشته می­شوم. مثل میلیاردها آدمی که در این هزار و چهارصد سال به پای شما نوشته شده­ اند. اما جزو یارانت نشدم. چه کنم که خیلی بدم؟ چه کنم که به یاری امام زمانم نمی­شتابم؟ چه سرد و بی­حوصله از کنار مسایل مربوط به شما می­گذرم.جمعه این هفته جمکران خیلی شلوغ است. و تو بین قمی و غیر قمی فرقی نمی­گذاری. اما من دلم می­گیرد. چون همه می­روند. اما من می­مانم و نزدیکی به جمکرانت و سنگینی بار گناهی که بر دوش دارم. و به خیابانهایی که روزی مملو از جمعیت دوستدار تو بود چشم می­دوزم و با زنده شدن خاطرات آن روزها دلم می­گیرد.آقا جان  نمی­شد هر روز نیمه شعبان بود و قم و شهرهای دیگر  پر از این همه مشتاق تو بود. همه جا نذری می­دادند. و من در میان این همه جمعیت گم می­شدم تا شاید… .ای کاش… . لااقل گم می­شدم. ناپیدا می­شدم. از خودم خجالت می­کشم. امام من هزار و چهارصد سال منتظر است و من یک روز منتظر نشدم. ای آقا و مولای من چقدر از شما دورم و چقدر جاهلانه این دوری را فراموش می­کنم. چقدر من کوته نظر هستم. امام من بزرگی است که مثل او در دنیا نیست. و من منتظرش نباشم. چقدر من کم ثمر هستم. چقدر نادان هستم که نمی­خواهم همسایه ­ات باشم.واقعا چقدر آرزوی دیدار شما را دل دارم؟ چقدر؟ این همه شعر گفته شده. محبوب من دوری تو و ندیدنت برایمان سخت است. اما آیا من لیاقت تکرار این جشن  را دارم؟ کسی که واقعا در قلبش مشتاق و محتاج دیدارت نباشد را چه کاری با این جشن و کلمات و عبارات است؟ آیا من دلتنگ تو شده ­ام؟ پس بی­قراری ­ام کو؟ پس فرمانبرداری­ ام کو؟مولای من باید اقرار کنم همانگونه که خود و زندگی را نمی­شناسم، شما را هم نمی­شناسم. این اقرار برای من بسیار تلخ است. اما حقیقت است. کسی که خود را شناخت خدایش را می­شناسد.. اما کسی که خود را نشناخت امامش را نیز نمی­شناسد. ای امامم! کمکم کن تا خود را بشناسم تا شما را بشناسم. چون بدون کمک شما… .می میرم !

التماس دعا      عید بر شما مبارک سالم و پیروز باشید  


کلمات کلیدی: امام زمان ،نیمه شعبان
شب آرزوها (لیله الرغائب)
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٩  

سلام دوستان عزیز

شب لیله الرغائب هم از راه رسید و شاید من هنوز همون آرزوی سال گذشته را داشته باشم !!!امیدوارم که بحق این ماه عزیز آرزوی همه دوستان برآورده بخیر بشه ان شا اله

 باز هم یه شب خاص از راه رسید تا بهونه ای باشه واسه درد دل !

 

دلم گرفته ...شاید مثل همیشه

وقتی میگن امشب می تونی هرآرزویی داری بگی ،بی اختیار تو فکر میری که بهترین آرزوت چیه ؟! ولی نه تو این دوره زمونه اینقدر آرزوها در کف دلامون موندن که دیگه شاید نشه بهترینش رو از بین اونها جدا کرد !!آخه هر کدوم در نوع خودشون بهترینن !!واسه همینه که کم کم بغض گلوم رو میگیره آخه اینم شد دل یا جعبه شانسی !!!خب بهر حال دله دیگه !!

وقتی یادت میندازن که یکی هست که تو این شب تار صدات رو میشنوه یکی که توی خلوت و تنهائیهات روی اشکات پا میذاره ، یکی که تو اون سکوت و تنهائی محض !! نزدیک تر از اونچه که فکرش رو بکنی !باهات بشینه و حرفات را بشنوه ........خدا جون حوصلش را داری کمی با هم درد دل کنیم

خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

من که دستام خیلی خالیه! خودم لبریزاز  گناه! غرق در سکوتم و عاری از هرگونه شادی ؟/////

خدایا من که  بهت  نیاز دارم...البته میدونم مدتی که دوستیمون یک طرفه شده  !! اما من هم واسه خودم دلیلی دارم !

 زمین خورده ام ، خسته ام ، میخوام که  دستامو بگیری و بلندم کنی!

بزار هرچی تو دلمه... بریزم بیرون...فریاد بزنم...

خودت گفتی که من غیاث المستغیثینم !

قول بهم میدی ناراحت نشی !                                                 ممنونم خدا جون

خدایا من طبق عادت همیشگیم ابتدا دیگرون را دعا می کنم ، تا شاید  ما از دعای دیگرون  خودمون را بیمه کنیم !

خدایا به حق این شب عزیز همه رو به آرزوهاشون برسون.

خدایا درسته فقط تو بعضی روزها و یا شبهای خاص بیشتر سراغتو میگیریم ولی شما این را به حساب شیطنت بنده ها بذار ، ولی بدون که از ته دل دوست داریم

خدایا شیرینی لطف و کرمت را به ما بچشان .

و یه قول هم از شما دوستان :

اگه امشب دلتون تا یه جاهایی پرکشید ما رو هم از یاد نبرید!

 


کلمات کلیدی: آرزو
تو را می ستایم مادر
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳  

سلام باعرض تبریک ویژه ولادت حضرت فاطمه الزهرا خدمت همه مادران گرامی و تبریک ویژه روز زن خدمت همه خواهران .راستش این روزا زیاد وقت نمیکردم که بیام و وبم را آپ کنم ولی اینقدر این روز عزیز و گرامی بود که واقعا نتونستم بی خیال از کنارش رد شم سعادتی بود که برسم خدمتتون و این روز بیاد ماندنی را به همه شما و مادران عالم تبریک عرض نمایم تبریک ویژه ویژه ویژه خدمت مادر گل و دوست داشتنی ام که واقعا تنها امید و پناه  و تکیه گاه من تو این غربت سر سام آور ،وجود نازنین و دوست داشتنی مادرم بوده ،تنها اگر خدا بخواد بتونم  سالهای سال نوکریش را بکنم شاید گوشه ای از دریای محبت اون را پرکنم ....مادر عزیز و دوست داشتنی ام :مگر نه این بود که  خدا ترا قسمت من کرد،، می خواهم  خودم را برای تو قسمت  قسمت کنم ،، تکه تکه ،، ذره ذره ،،تا بیشتر نگاهت کنم و بیشتر نگاهم کنی و بیشتر که دلت تنگ شد سهم خودت را ببری می خواهم آنقدر خودم را قسمت کنم تا همه بگویند "خدا " من را قسمت تو کرد...

 

واقعا تو لایق ستایشی 

جمله زیبایی جایی خوندم :بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد ؛

واقعا پر معنی بود تصمیم گرفتم اون رو بدم یه خطاط خوش ذوق تا برام بنویسه و قابش کنه


کلمات کلیدی: مادر
همیشه بگو ان شا اله
ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  

فرهنگ خوبیه بین ما ایرانیها و مسلمانان و یا یا حتی ....!همین که می خوایم تو یه مسابقه شرکت کنیم ، یا کاری را به  فردا و یا آینده موکول کنیم یا حتی قراره تو امتحان کنکور یا درسی و ..... غیره شرکت کنیم ورد زبونمون میشه ذکر خدا و کلمه دوست داشتنی ((ان شا االه ).دیروز امتحان کنکورپیام نوری ها بود نکته جالبی که دیدم این بود که تقریبا 90 در صد این جوونها قبل از شروع امتحان گوشه ای مشغول ذکر گفتن و یا خلوت با خدای خودشون  بود

[تصویر: s8zgnn408ssvliuc67o.jpg] 

ولی شاید اگه این جوانها قرار بود برن یه پیاده روی عمومی و یا ورزشگاه و یا هر جای دیگه که استرسی نداشتن بنظرتون شرایط اینجوری بود کسی فکر شیطنت نبود !!عینک درسته من فکر کردم که این کار مقطعی ه و لی با خودم گفتم خب بالاخره تواین ساعت تو کل کشور خیلی دلهاست که الان توجهشان  به خداست !!البته خودم هم جزوشون بودم ها !!! اومده بودم نخونده ملا بشم !!!تعجب واسه همینه که همیشه میگیم ان شا اله ....اگه خدا بخواد ....کخب عقل هم حکم میکنه انسانی که از زاد خودش خبر نداشته از مرگ خودش هم خبر نداشته باشه بنابراین همیشه هر کاری را در هر لحظه ای که بخواهیم انجام بدیم میگیم ان شا اله ...اگر خدا بخواهد .... پس کم وبیش می‌توان گفت «إن شاء الله» گفتن یک فرمان و سفارش اکید است. هر که با قرآن آشنا باشد می‌داند خداوند چقدر تأکید دارد! در یکی از مواردی که خداوند به سختی بر آن تأکید دارد خواست و اراده خود خداست خدا بر خواست خود اراده دارد و اگر جملاتی را که در قرآن درباره اراده و خواست خداوند است کنار هم بچینید، پی به صفات جالبی از ذات خداوند و آشکار نمایی بخشی از معمای آفرینش خواهید شد.
خدا بارها در قرآن می‌ فرماد  هر مصیبتی بر شما وارد می‌شود خواست خداست. هر عملی که انجام می‌دهید و هر سرنوشتی که بدان می‌رسید به خواست خداست یا همون تقدیری که ما انسانها بارها در زندگی روزمره  ازش بعنوان تقدیر یاد میکنیم !!!قلب. البته نباید با جبر و احتمال مشابه کرد !!. منظور خداوند از این آیات درباره انسان، اجازه خداوند است که هیچ امری بدون اذن خداون امکان پذیر نیست . هر راه که ما گزینش می‌کنیم خداوند اجازه گزینش و دستور  آن را قبلا داده است  داده است و به عبارتی خواست خدا در انجام کار بوده است و این به معنی تحمیل و جبر اراده خدا بر درخواست ما نیست!
ان شا اله که همشون توامتحان کنکور و زندگیشون موفق و سربلند باشن

((ان شاءاله ))

 


کلمات کلیدی: کنکور ،خداوند ،تقدیر
آغاز دهه نود
ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٦  

با سلام و عرض تبریک و شاد باش مناسبت آغاز دهه نود ! هدیه جورواجور 90 سال عمر باعزت تقدیم همه عزیزان گرامی باد ! ان  شا اله که این سال آغاز دهه شادی و نشاط باشد و شما سروران گرامی در کنار خانواده سالم و پیروز باشید

خب واسه ما که به یاری خدا پایان سال خوبی بود ! از چند لحاظ ؟!!یکی اینکه بعد از 12 ماه کار طاقت فرسای بالاخره یک هفته ای مرخصی گرفتیم و رفتیم .........و یه لحاظ دیگه اینکه قرار بود ازدواج دو تا داداش را با همدیگه راه بندازیم و خلاصه با کلی گرفتاری !!البته شیرین بود اونم به خاطر اینکه همه جشن و شادی و ... بود .منت خدا را .....البته به قول قدی میا تا باشه از این  گرفتاریها  باشه !.جای همتون سبز کلی خوش گذشت .جای شکرش هنوز هم باقی ه چون واقعاً در برگزاری این مراسم لطف خدا خیلی  زیاد بود .البته این جشن عروسی پیش در آمد ورود به سال نود بود (چون اسفند ماه 89 بود ).خدای را سپاس که بنده هم تو این شادی سهیم بودم و تا تونستم کمک کردم !!! خلاصه دیگه فرصتی نبود که برنامه ریزی واسه عید داشته باشیم و بی اختیار وارد سال جدید شدم !!ان شا اله که این سال سال خوبیها و زدودن کینه ها باشه .سال باشه که خود به خود مردمم به سوی عدالت و صداقت و تقوا گام بردارن این سه کلمه را عرض کردم چون واقعا تو این دنیای امروزی جاشون خیلی خالیه !! امیدورام که همه دوستان سال بی آرزوئی  داشته باشن !امیدوارم سال باشه که دلها به هم نزدیکتر شن و چیزی از کینه و نفرت تو دل ما بنده ها نباشه اگه کسی از کس دیگه کینه داشته  اون رو تو سیزده بدر جا گذاشته باشه و  همدیگه را ببخشن و اینقدر نگن من اگه فلانی را ببخشم کوچک میشم !! به نظر من اگه قرار بود با بخشیدن کسی کوچیک بشه پس چرا خدا این همه بزرگه ؟!اون که از همه بیشتر می بخشه !@!

سالم و پدرام باشید


کلمات کلیدی:
حلالیت و وداع با سال 89
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  

با سلام خدمت دوستان وبلاگی و غیر وبلاگی امیدوارم که  سالم و سرحال

باشید و پایان سال خوبی را پیش رو داشته باشید و هماره پدرام

اشید .روزهای پایان سالی که همواره با دغدغه های خاص خود مو اجه بوده و

هست .حس و حال خرید ، و بازار گرمی و.......

اوایل که وبلاگ نویسی را شروع کردم همیشه میگفتم باید روزی یک بار به

وبلاگ و دوستان سر بزنم !!اما بعد از گذشت این دوسال تازه می فهمم که

چقدر ذوق زده شده بودم !!وگرنه این حرف را نمی زدم !اما حالا هر دوماهی

 یک بار سعی میکنم لااقل بخاطر اینکه خاک نگیره بهش سر بزنم ! راستش

 نوشتن تو وبلاگ مثل درد دل با بهترین دوستته !چون خیلی از حرفهایی را که

 نمیتونستی به دوستانت بگی اینجا خیلی راحت می نویسیش !بعضی موقعها

شرایط جوری میشه که آدم وقتی میاد و می نویسه احساس میکنه که این

اخرین پست که میذاره (البته ما هنوز کلی امیدواریم )!!این جمله بندی بهونه

 ای بود تا بعضی حرفهای سال 89 را اینجا جا بذارم !!

روزهای پایان سال است و حس و حال خاص خودش .راستش نمی دونم این

سال را واسه خودم چه طور فرض کنم ولی در کل سال خوب و بابرکت و خوش

 یمنی بود .خوبی این سال این بود که شکر خدا به سلامتی گذشت و اتفاق

خاصی نیفتاد.....

ممنون خدا جون .

می نویسم ،می نویسم از تو

تا تن کاغذ من جا دارد

با تو از فاصله ها خواهم گفت

گریه  ،این گریه اگر بگذارد ***

از همه شما عزیزان التماس دعا دارم و دلم میخواد یه بار دیگه قبل از تحویل سال نو برسم خدمتتون واسه وداع آخر !!

سالها میروند ، اما اینجا زخمی از دشنه نامردان باقیست هنوز ،!

امسال سال پر تب و تابی بود سالی پر از کار و کار و کار .....اینقدر کار کردیم که نفهمیدیم زندگی کجاست ، تمام لحضه ها خسته ! تمام روزها تار تار ،!

پس کجاست زندگی ؟!

عزیزان مهربان و نامهربان من میدونم که این وبلاگ را می خونید !امیدوارم

بپذیری که تمام این حرفها  را از تمام دلم نوشتم !!در این سال چه بسیار

حرفها ، انتقادها (باربط و بی ربط ) متلک ها و برخوردهایی گاها دور از انتضار !

اما انسان باید ساکت بمونه ! و بغضهای درون گلوش را آروم قورت بوده  و

شاید گاهی مقداری از اینها بشه اشک و از گوشه چشمانت سرازیر بشه ولی

 باز هم به روی طرف لبخند میزنی !کاش تموم میشد همه این حسادت ها و

کینه ها .یه وقت همش بد بیاری ،نامردی و نامرادی می بینی  و میدونی که

حقت نبوده اما چه کنیم باید پذیرفت !!یه زمانی هم هرچی سرت بیاد حقته !

میبینی که عزیز ترین کسانت را از خودت رنجوندی و به حق و ناحق حرفایی

شنیدی که اصلا حقت نبوده !شاید طوری بشه که گاهی مرگت را از خدا طلب

کنی !! کاش روزی هر کس   خود واقعی اش را پیدا میکرد !تا همین که بامید

خدا صبح از خواب بیدار بشه بتونی به روش بخندی !!!باید یکی به اینا بگه مگه

 نرخ خوبی و مهربونی چند بود ؟که شما نتونستی بخری !! یا اینکه برگ برنده

 ات را باد برد و چیزی شاملت نشده !!این روزای اخر بدجوری دلم خسته

است ! هیچ مکانی بهم آرامش نمیده !! شاید تلاشهایمان بیهوده است و مثل

 عقربه های ساعت دور خودمان می چرخیم !!

 

  امروز چهار شنبه  یازدهم اسفند ماهه…

امروز اون خستگی و کسالت از کار بیهوده را   در تمام طول روز داشتم.

البته روزای گذشته   اون ته ته ته خط بود…..!! چه حال و احوالی داشت محل کار ،! برن !بکوب  و 110 و از این حرفها ...........لطفا سوال نفرمائید چرا ؟!!!

می خواهید بدونید قصه ای که واستون تعریبف کردم   چی بوده؟

مردی   که همه ی ماجراها رو نمی نویسه!”

درپایان : به قول یکی از دوستان لر زبان ( فلک در قصد آزارم چرائی ؟!)

خدایا تو که هنرورت را خوب و بهتر از هر کسی  میشناسی  ، هنرور پر رو تر از اونی که از لطف تو نا امید بشه ؛ توی این سرمای زمستون جایی گرمتر از قلب تو پیدا نمیکنه     ......پس هواش   را داشته باش که بیرون خیلی سرده !

التماس دعا

 

 

 


کلمات کلیدی:
غدیر جدی گرفته نشد ! محرم آمد
ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٦  

 

 

 

 

 فرارسیدن محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر بر هموطنان عزیز و بویژه شما دوستان گرامی و خانواده گرامیتان تسلیت باد

ان شااله که خداوند این قلیل عزاداری ها را از ما بپذیرد

عزاداری هایی که واقعا پیدانیست که در شان امام حسین (ع) هست یا خیر !آیا میشود گذشت و ندید که با قوم حسین چه کردند ؟ میشود نادیده گرفت که چگونه از خون حسین (ع) گذشتند !

حرفها بسیار و غصه ها انبار .....بارالها مددی        یا حسین (ع)

سال گذشته این پیام را بصورت اس ام اس جایی خوندم بنظرم جالب اومد .ان شاله که ایاقت سربازی حسین (ع) را داشته باشیم .

 نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)


کلمات کلیدی:
رویای دور از دسترس !!
ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢۱  

 با سلام خدمت همه عزیزان خیلی دوست دارم مثل سابق روزانه سر برسم و از راده دور سلامی کنم اما خوشبختانه یا بدبختانه ما شاغلیم !!!! فرصت سر خاروندن نمیدن بهمون میگن میخاید همین نمیخاید همین !!خب حلا بگذریم امیدوارم که سالم وسلامت باشیید و این حقیر را هم از دعاتون فراموش نکینید !خیلی محتاج دعاییم .راستش مدتی بود که با خودم کل انجار میرفتم که فردا چه کنم ؟!!

اما چشم بهم نزده باید خودم را وسط فردا ببینم !!را از یه روز فقط سهم خودم همون نصفه روز را بردارم و باهاش سر کنم !! الان نمیدونید من دارم چی میگم !مگه نه ؟!!

سعی میکنم یواش یواش ذهنتون را آمادهخ کنم و یع دفعه یه شوک بهتون بدم !!!

دوستم کنارم نشسته بود میگفت نکنه می خوی زن بگیری  !!از جام بلند شدم گفتم ای بابا ما هنوز کلی واجبات داریم !!مگه میشه !! خوب یه دفعه بود که اس ام اس من را خوند که باید شب میرفتم کجا ؟11 دیگه حالا بیاو درستش کن ؟ حالا ما هرچی میگیم دوست بابابمون هست و از این حرفا یارو تو جلدش نمیره !!

کمی با خودم فکر کردم گفتم بنده خدا بابا بزرگم میگه شتر سواری که دولا دولا نمیشه !!بالاخره ما هم یه روز باید دستی بر آتش بکشیم خلاصه سرتون درد نیارم .الان که دارم این مطلب رو میذارم 10 بار سرم تا رو کیبورد اومده و برگشتع !!اگه اجازه بفرمائید ما بریم یه چرتی بزنیم و هفته دیگه ما بقی ماحجر!!!!!!!!!!!

یک بار خواب دیدن تو... به تمام عمر می‌ارزد پس نگو... نگو که رویای دور از دسترس، خوش نیست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولی دل دریایست... تاب و توانش بیش از اینهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد

براش بنویس دوستت دارم آخه می دونی آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفاشونو از یاد می برن ولی یه نوشته , به این سادگیا پاک شدنی نیست . گرچه پاره کردن یک کاغذ از شکستن یک قلب هم ساده تره ولی تو بنویس .. تو ... بنویس

تو را هیچگاه نمی توانم از زندگی ام پاک کنم چون تو پاک هستی می توانم تو را خط خطی کنم که آن وقت در زندان خط هایم برای همیشه ماندگار میشوی و وقتی که نیستی بی رنگی روزهایم را با مداد رنگی های یادت رنگ می زنم


کلمات کلیدی: رویا
میلاد حضرت علی (ع) مبارک باد
ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢  

روز پدر مبارک

سئس   sms  اس ام اس پیامک

::.پدر روزت مبارک.::

پدر عزیزم .با عرض سلام و تبریک ویژه از راه دور به مناسبت روز پدر امیدوارم که در پناه آقا امام زمان همیشه سالم و پایند باشی و بهترینها را از خداوند هدیه بگیری .روز پدر بهانه ای بود برای تشکر و قدردانی من باب همه زحمتها و سختیهای که از این فرزند نا خلف داشته ای !!!!پدر گرامی به دور ازز شما و در این تنهایی زمان را به دوش می کشیم... به انتظار رسیدن روز دیدار تا با دیدنت گذشته هایم را فراموش کنم و به شوق بودنت و در این روز گرامی جشن بگیریم و  با هم بودن بیشتر تجربه کنیم گذشته،حال و آینده. بندهای این دنیای فانی  نا گسستنی ست...  پدر جان درد های زمان نا گفتنی ست... تا بتوانم می خواهم این بندها و گره ها را از هم باز کنم... می خواهم فاصله های زمانی را از میان بردارم... زمان لجبازو سرد و خونسرد ، همبازی خوبی ست. بازی با زمان آغاز می شود در زمان جریان پیدا می کند در بی زمانی نابود  می شود. آنقدر بازی می کنم و زمان را بازی می دهم که تا بی زمان شوم !!تا بی بند شود شوق پریدنم و یا اینکه بال پرواز شود تا برسم...به تو .

دوست دارم به گذشته و خط سیر آینده ام نگاه کنم ... برای همین شما  را دوست دارم !

در پایان هم تبریک عرض میکنم خدمت همه پدرانی که چشم امیدشان به فرزندیست که سالها از یادشان برده اند !!همچنین تبریک ویژه عرض کنم خدمت همه همکاران مرد و نامرد خودم !!! امیدوارم یکی یه روز صداشون کنه بابا ، بابا !!!

 


کلمات کلیدی: روز پدر