صرفا جهت اطلاع !

احساس کردم تکانی خوردم ،، 

انگار کمی لازم بود!

خدایا همین که هر ازچندگاهی این تن خاکی مان را به لزره می اندازی و از همهمه داغ زمین بیزارمان میکنی ..شکر ...منت تو را

صبحگاه هفتم اسفند ماه نزدیک به ساعت 4 صبح  در شیراز زلزله ای اتفاق افتاد.... همه در اوج هیجان خواب شیرین سحری و دنیوی !لحضه ای کوتاه احساس کردم که انگار وقت تمام شد و دنیا دارد ایست میکند!البته بارها فهمیده ایم که این تن خاکی و لرزان است و زمین گهواره ای بیش نیست و گاهی ممکن است با صدای گریه کودکی گرسنه یا مادری دل خسته از جای خود لرزان شود! بنده خدایی میگفت من که اعتقاد ندارم که آخرتی باشد !!!!!! اما من یقین دارم که او هم زمان زلزله از ترس جانش یا آخرت یا خدا گفته ..............پس خدا هست و زمین و آسمان و آخرت هم هست ........ حالا که تنمان به لزره افتاد بگذاریم اندکی از داشته های نا محبوبمان هم زمین بریزد !مثل :غرور ، بدبینی ،تکبر ، تنفر، و  به قول همکارمون قضاوتهای نابجا  و یا هر چیزی که خودمان سراغ داریم که دور ریختنی اند !!

نمیدانم ...این صرفا جهت اطلاع  بود از سوی خداوند  که مبادا فراموش کنیم این دنیا از آن ما نیست !!  

اینجا زمین است دمای زمین به مانند انسانیت پایین آمده است و زمین هم  از سرمای وجود برخی یخها  به خود لرزید  ،،،او هم از همهمه داغ زمینیها تب کرده است ! اینجا زمین است جا کم است حتی به اندازه یک دیدار یا یک ملاقات ، ممکن است فردا  نه جای من باشد نه جای تو !!

بکوش شاید  آسمانی شوی ........

/ 0 نظر / 11 بازدید