گلی گم کرده ام

 

 

گلی گم کرده‌ام می‌جویم او را به هر گل می‌رسم می‌بویم او را  گل من نی بود این و نه آنست گل من مهدی صاحب زمان است

 

 

 

 

 آقاجون این جمعه هم گذشت و خبری از اومدنت نشد تا کی باید صبر کنیم ؟............ تا کی ؟ آن دم که تو را میخواهمت ، ذره ذره وجودم ملتمسانه تو را می طلبد با خود بارها این را زمزمه می کنم تو که بیایی من چه کنم !

آن هنگام که بوی عطر یاست در در غروب جمعه هایم می پیچد  تو را می خواهم  و آن هنگام که از تمام دنیا دلم می گیرد دوست دارم فریاد کنم و ندای این المهدی را به گوش تمام عالم برسانم دوست دارم تنها پناه من باشی اما خوب می دانم که چقدر روسیاهم .با خود میگویم مگر می شود تو مرا ببخشی

 مهدی جان فقط به امید دیدن توست که این رنج بار زندگی را میتوانیم  تحمل کنیم  و فقط به امید در رکاب تو بودن است که تن خاکی ام   پا به این عرصه خاکی گذاشته است . میخواهم و میدانم که ما  میتوانیم  یار تو باشیم . آقا جان اگر به غلامی قبولمان  نمایی، اگر .... یعنی میشود ؟

 کاش نشانی در این انسانهای روی زمین می دیدم تا به آمدنت امیدوار گردم .امید من می گویند وقتی تو می آیی زمین از ناصالحان پاک می شود .بدی ها و کینه ها و دشمنی ها  از میان میروند عدل و عدالت برقرار می گرددو همه با هم دوست ان  . کاش چلچله ها و کبوتران  که غروب به خانه شان باز می گردند سلام ما را به تومی رساندند و می گفتند  که ما در تدارک آمدنت خیابانها را آب و جارو کرده ایم و گلباران قدومت را به انتظار نشسته ایم اما یابن الزهرا خوب می دانم دلیل نیامدنت چیست کو آن یار محبوب که با انتظار قدمت نشسته باشد . میدانم که دیگر طاقتت سر رفته ا ست درب کدامی خانه را بزنی که یکی از ۳۱۳ نفر  در را باز نمایید !آقا جون حق داری !تو این دنیایی که صالحی !نه خوبی !نه عدلی و نه عدالتی !نه انصافی !بار ها و بارها انسانها به خاطر مال دنیا اگر نیاز باشد شرف انسانیت و ناموس خود را می فرشند !هزاران قسم دروغین می خورند  تا مبادا چیزی از دست بدهند !بیچاره میشوم بدبخت می شوم !حکم توی این دنیا ماندن مرگ است !و من به انتظار اجرای این حکم می نشینم !

 آقا جون کاش مدینه باشم وقتی مییای کاش مدینه باشم وقتی تربت یاس کبود را به همه نشان میدهی. کاش باشم آن دم که باید باشم. آقا جون حق داشتی قبر مادرت رو از دید این عالمیان پنهان کردی آقا جون وقتی اومدی برای تشییع جنازه مادرت نوکر نمیخواهی ؟ کاش باشم آن دم که باید باشم، کاش ..... کاش

 چه خوش است در هوایت به دمی نفس کشیدن

 چه خوش است بینهایت شدن و ز دل پریدن

 گل باغ آسمانی، دل من هوای تو کرد

 دم آخرم بیا تو چو دلم نوای تو کرد

/ 15 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل یخ

[گل] یه سوال کوچولو[خجالت] ........... برخورد ما با خدا و احترام و ارادتمان با معبود ازلی و عشق ابدی چگونه هست ؟؟ همونطور که فلان دوست و قوم را تا وقت نیاز یاد نمی کنیم و حتی تماس تلفنی هم برای احوالپرسی نداریم.... با خداوند هم همان گونه عمل می نماییم؟؟!! ............ به روز هستم و منتظر کلام شیوای شما [گل][گل]

گل یخ

[لبخند]سلام و ممنون از لطف و نظر زیبای زیبای شما انشاالله که خوش بگذره[چشمک][گل]

عرفانه

ما که مراد دلمونو تو اون روز گرفتیم!دوستم برادرش تصادف کرده بود بعد از یک ماه به هوش اومد![لبخند]

عرفانه

به روزم دوست من![چشمک]

مریم

سلام آپدیتم بیای خوشحال می شم [گل]

گل یخ

[لبخند]سلام و ایام به کام [گل]آغاز شهریور .......... شروع هفته ای نو ....... و سر آغاز روزی دیگر بر شما به خیر و خوشی باد[گل] ممنون از لطف و حضور پر مهر شما

محقق

عرض سلام و ارادت خدمت شما عزیز بزرگوار ، از مطالب ارزشمندتان استفاده کردم. www.nujomi.persianblog.ir [گل] کاش ميشد تا خدا پرواز کرد پاي دل از بند دنيا باز کرد کاش ميشد از تعلق شد رها بال زد همچون کبوتر در هوا کاش ميشد اين دلم دريا شود باز عشقي اندر او پيدا شود کاش ميشد عاشقي ديوانه شد گرد شمع يار چون پروانه شد کاش ميشد جان ز تن بيرون شود چشم از هجران او پر خون شود التماس دعا[گل][خداحافظ]

عرفانه

خوبه!راحت باش!با من کل کل نکن بد می بینیا!از ما گفتن بود![گل][چشمک][نیشخند]

گل یخ

[لبخند]سلام و روز بخیر ممنون از لطف شما ماه رمضون بدون حضور او ........ دوباره دلم می گیره[ناراحت] [گل]ولی به لطف خدا امیدوارم[گل] [گل]یاعلی[گل]

گل یخ

[ناراحت]فکر می کنم دلیلش اینه که خیلی خودخواه هستیم فقط به فکر لحظه های خوش و زودگذر داریم زندگی می کنیم و ..... آینده نگر و مردم نگر نیستیم[قهر]خودم رو می گم ...به کسی توهین نشه[قهر]