نمی دونم چرا

 

 tavalod4.jpg

نمیدونم چرا اینجوری شدم ؟

هان .......تو بگو......
تو بگو... چی شده؟ چرا اینطوری شدم؟
نمی دونم... شاید...باید اینجوری میشد ...
از کی؟
نمیدونم . الان چند سالی میشه که دیگه نو شدن سال برام معنی نداره. دیگه ذوق و شوقی ندارم. نه اینکه فکر کنی آدم گوشه گیری شدما. نه! اتفاقا خیلی هم پر جنب و جوش تر شدم اما... اما یه جوری شدم. با چیزهایی که همه شاد میشن شاد نمیشم. برای خودم شادیهای خودمو دارم.
مثلا چی؟
هنوزم هر وقت یکی بهم میگه دیوونه! کلی ذوق میکنم... یا اگه کسی بهم بگه خیلی سردی خیلی بی روحی یه کم آرامش بهم میده !!آخه بعضی از دوستان که واقعا از راه دور خیلی به من لطف دارن گلایه می کنن که چرا خیلی کم بهشون سر می زنم ،زنگ نمیزنم ،یا اینکه دعوتشون رو  رد میکنم (بعضی موقعها)

کاش ندیده بودمبودم ، کاش به چشماش نگاه نکرده بودم ...ش ، کاش دستاشو نگرفته

خیلی وقته که ازاون روزها می گذره و تنها خاطره ای که ازتوبه جا مانده است همان حس دوست داشتنی و صداقت و شجاعتت وشخصیت وهیچ کس نمی داند که تنها خرافات است که باقی مانده که تنها تفریح ما شده و هدف تو از بین رفته است درسی را که دادی هیچ کس یاد نگرفت و درون قلب آنها چیزی جز روشنی قلب شما و صداقت شماست تمام اینها که الان می بینم جز ادعا چیزی نیست ادعای پوچ و خالی و این وجود تیره آدمهایی ست که می خواهند تو را بشناسند اما غلط.....من که می دانم در اشتباهند.خب حالا کجایی که بخوای مبارزه کنی ؟ شاید اگر کمی به حقانیت موضوع وبرخوردها و گفته ها وشنیده ها با دیده عقل نگاه می کردی ....اینچنین میشد؟!!حلا دیگر یارانت ودوستانت کجان که ببینند که دیگر چیزی نمانده و باور کنند .آیا الان کسی پیدا میشود که با همان صداقتی که داشتی در کمک به تو راهت را ادامه دهند.؟ پس از شکست خوردن نترس چرا که روزی تنهایی درذهنت تداعی می کند که بهترین سالهای عمرت را در میان صحفه های گرد دوست یابی گذرانده ای!و این شکست است از دست دادن نقطه ای ازاین صحفه گرد!!

با ینکه زیاد دوست ندارم اینجوری بگم و دیگه انگار دست خودم نیست یا شاید حوادث و اتفاقاتی که برام درطول این سالها افتاده و هنوز هم ادامه داره  منو دستخوش این تغییرات کرده دوستی با افرادی که خوشبختانه خیلی هم برام جالب و دوست داشتنی بوده و ازاینکه چنین دوستانی رو بدست آوردم واقعا خوشحالم! تازه خیلی هم دوستشون دارم اما دیگه این روحیه رو ندارم که بی رو در بایستی بهشون بگم .کم رو هستم یا اینکه بعضی ها میگن غرور داری نمی دونم چقدر درست میگن اما باور کنید چون می دونم که غرور آدم رو از شخصیت واقعیش به دور میکنه سعی کردم که اینجوری نباشم واز این حرفها رنجشی هم ندارم و همیشه باو جود حفظ شخصیت واقعی خودم سعی کردم اونی باشم که دیگرون میخوان حتی بچه ها.....!!! و حلا مثل یک بسته پستی گمشده ای میمانم که نه آدرس گیرنده مشخص است نه فرستنده از این طف به اون طرف مردم یه کم نگاه می کنندو هی شانه بالا میندازن از همشون سپاسگذاری میکنم و آروم بر میگردم انگار یه صدایی مثل صدای مادرم بهم  میگفت از هنگام تولد رو پیشونیت توشته بودند با احتیاط ...شکستنی است ...!!!حالا من که نمی دونم چطور روی صندلی ،کنار پنجره یا زیر درخت نارنج نبودنت رو تاب بیارم..؟ البته همیشه یه حسی بهم میگه که خدا خیلی بیشتر از اونیکه فکرش رو هم بکنی کریمه ...و این بزرگترین امیدواریم هست  .......ببخشید اینقدر حرف زدم خودم هم حواسم نبود که ساعت ۱۲ شده و باید با همه دوستان و همکاران خداحافظی کنم آخه من میرم و تا یک سال دیگه !!افتخار اینکه با شما دوستان باشم رو ندارم .سال نو رو به همه دوستان تبریک عرض می کنم امیدوارم که سال بی آرزویی باشه !

آزمون زندگی

زندگی - یا حداقل آن چیزی که بتوان زندگی‌اش خواند - متأسفانه (یا خوشبختانه) مثل تست‌های کنکور نیست که فقط به دنبال جواب آخر باشی. آونیکه نمره دارد روش صحیح است. جالب‌تر این‌که بیشتر وقت‌ها اصلا «جواب آخر» بی‌معنی است!

هزار نکته‌ی باریک‌تر ز مو این‌جاست
نه هرکه سر بتراشد قلندری داند
مدار نقطه‌ی بینش ز خال تست مرا
که قدر گوهر یکدانه جوهری داند

تو مو میبینی من پیچش مو             تو ابرو من اشارتهای ابرو

آدمهایی هستند که شب و  روز تولد ندارن واز امدن خود همیشه شادندو فقط به روز تولد خود بسنده نمی کنند وامیدوارم من !هماز اون دسته آدمها باشم و این هم به خاط اینکه یادم بمونه که فردا روز تولدمه و من ۲۷ساله میشم !

 * تولد در سکوت، یعنی فریاد بی کسی و غربت.
دلم میخواد سال که نو میشه یه اتاق بهم بدن. یه اتاق کوچولو اون بالا بالاها بین ستاره ها... فقط همین...
/ 10 نظر / 11 بازدید
عباس

سلام دوست عزیز ....[قلب][قلب][قلب] [گل][گل][گل]عیدت پیشاپیش مبارک [گل][گل][گل] سالی پر از شادی و سلامتی براتون آرزو میکنم ...[خجالت] وبلاگ مسافر آپدیت شد ... آخرین اپدیت سال 86 .. [قلب]منتظر حضورتون هستم[قلب] فعلا بای [گل][بدرود]

maryam

سلام عرفان عزیز سال نو بر شما مبارک امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشی

شاهدخت سرزمین ابدیت

سلام عرفان خوبی چطوری چه خبرا به ما سر نمی زنی عیدت مبارک راستی عرفان تو مطمئنی خودتی؟[نیشخند] هنوز نگفتی نوشته های منو کجا نفوذ دادیا نکنه تو مخت؟!!!!![نیشخند] فعلا[گل][خداحافظ]

زهره

سلام خوبی سال نو مبارک چی شده کجا می خوای بری اونم یک سال چرا اینجوری شدی اصلا تو نوشتتو خوندم نفهمیدم خطاب به کیه ولی خیلی حالمو گرفت ببین حتما حتما واسم پیام بزار اخه واسه چی می خوای بری راستی ادم باید هیشه امید داشته باشه

سید عرفان

سلام امیدوارم که سال جدید سالی سرشار از موفقیت و شادکامی برای شما باشد

زهرا

سلام/خوبید خدايا! ببخش مرا به خاطر فراموش کاريم ببخش مرا که يادم ميره در جواب نعمت هاي بي کرانت شکر کنم.يادم ميره که تو خالق هستي از روح خود در من دميدي و مرا، همان مني که در برابر داده هايت ناسپاسم اشرف مخلوقات کردي ببخش که يادم ميره چگونه ذره ذره وجود مرا عاشقانه آفريدي و چگونه با صبر عظيمت منتظري منتظري تا من روزي بازگردم /آپم/خوشحال می شوم سربزنید

زهره

سلام خوبی بی معرفت حدااقل بگو واسه چی میری بالاخره ما دوستیم نگران هم میشیم

زهره

سلام خوبی؟ واقعا خوشحال شدم اللهی شکر [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

محقق

با عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما دوست عزیز و بزرگوار سال جدید را برایتان سالی سرشار از لطف و رحمت الهی آرزومندم.عذر تاخیرم را پذیرا باشید. بوی باران بوی سبزه بوی خـــاک شاخه های شسته باران خورده پـــاک آسمان آبی و ابر سپید برگهای سبز بید عطر نرگس رقص باد نغمه شوق پرستو های شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار! خوش به حال چشمه ها و دشت ها خوش به حال دانه ها و سبزه ها خوش به حال غنچه های نیمه باز خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز خوش به حال جام لبریز از شراب خوش به حال آفتاب ای دل من گرچه در این روزگار جامه رنگین نمی پوشی به کام باده رنگین نمی نوشی ز جام نقل و سبزه در میان سفره نیست جامت از ان می که می باید تهی است ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار گر نکوبی شیشه غم را به سنگ هفت رنگش میشود هفتاد رنگ. [گل][بدرود]