یاد ! دبستانی من

سلام خدمت دوستان گرامی امیدوارم که سال را پر از شادی و سلامتی و شادکامی شروع کرده باشید و در کنار خانواده اوقات خوبی را گزرونده باشید .روزهای خوبی بود فروردین 91 امیدوارم که به شما هم خوش گذشته باشه من که یکی دو تا مسافرت کوچولو داشتم حسابی خوش گذشت دیروز شروع یک زندگی جدید بود واسه من و ان شا اله اگر خدا بخواهد ما تازه بخودمون اومدیم که باید درس بخونیم !!(همچین معرکه گیری هم نیستا )) .یه اس ام اسی یکی از دوستان بهم داد خیلی جالب بود من که کلی باهاش حال کردم (شاید واسه شما اینجوری نباشه ولی واسه من چون هم تجدید خاطرات بود و هم قشنگ تصمیم گرفتم که اون را تو وبلاگم بذارم تا حالا حالا ها داشته باشمش (البته اگه حکمون نکنن !!!!!)

ممنون از دوستانی که تواین مدتی که ما نبودیم باز تنهامون نذاشتن !ان شا اله که شاد و سالم باشید !!

اولین روز دبستان بازگرد
کودکی ها، شاد و خندان باز گرد

باز گرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند

درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد و چاپلوس

روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا روی برگ

همکلاسیهای من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید

همکلاسیهای درد و رنج و کار
بچه های جامه های وصله دار

بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش می شد باز کوچک می شدیم
لا اقل یک روز کودک می شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش

ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر

ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن**************

هر گاه که فکر میکنم برخاسته ام پایم به جایی میخورد و میافتم

هر گاه که فکر میکنم که برخاستن کاری است بس دشوار

 بر میخیزم وبه راهم ادامه میدهم

حالا بعد از یک بار دیگر به زمین خوردن برخاسته ام

 گرد و خاک را از لباسم پاک میکنم

ساکم را بر میدارم و به راه می افتم

این بار راهی را برمیگزینم که تو در مسیرش نباشی

 راهی که حتی جای پایت را باد جارو کرده باشد وبویت را باران شسته باشد

 دیگر وقتی که داری به زمین می خوری به من تکیه نخواهی داد

اعتماد در رابطه با تو مفهوم خود را برای چندمین بار از دست داده است

 و جایش را به تردید داده است . دهانت بوی دروغ میدهد

می خواهم از تو متنفر باشم

به همین سادگی!!

/ 5 نظر / 15 بازدید
گل یخ

[لبخند]سلام و درود بی کران بر شما و ایام به کامتون شیرین [گل]

گل یخ

[پلک]خدا رو شکر که تعطیلات خوبی داشتید امیدوارم در تصمیم خوبی که برای ادامه تحصیل گرفتید موفق و سر بلند باشید [گل]

گل یخ

[پلک]شعر و پیامکهای جالبی بود امیدوارم با واقعیتهای زندگی بتونیم کنار بیاییم [ابرو]

گل یخ

[لبخند]سلام و درود بی کران بر آقای هنرور عزیز [گل] [گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل] اینک که در آستانه عزیمت به وادی عشق و سرزمین وحی مکه مکرمه هستم از شما حلالیت می طلبم و امیدوارم پروردگار همه ی ما را مورد رحمت و مغفرت خویش قرار دهد [گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل] حال که زمان ساز سفر می زند بی هیچ پاداشی حراج محبت کنیم چون همه ما رهگذریم و خاطره در تاریخ ... [گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل]در پناه حق شاد و سر بلند باشید همیشه [گل][گل][گل][گل]

محمد

سلام ......................... مطالب وبلاگتون عالي بود ................................ خوشحال ميشم به من هم سر بزنيد ........................................ منتظر مطالب جديدتون هستم ................................................ لطفا نظر هم بدید.[گل][قلب][چشمک]