مهتاب

سلام مهتاب!

 دیشب که به آسمان نگاه می کردمنیافتمت!خیال باطل  هرچه قدر هم که منتظر شدم نیامدی! نگراننمی دانستم تو هم مثل من بد قول شدی! گفتم بد قولی یادم آمد که به خودم قول داده بودم که گذشته هایم را فراموش کنم. نه که فراموش فراموش قول داده بودم همونی باشم که تو می خوای ولی نمیدونم بازم بد قول شدم یانه !میدونم که جوابت چیه ؟!!متفکر.خیلی دلت می خواد با اون لحن دوست داشتنی خودت بهم بگی !که چقدر سنگدلم و   بعضی از قولها  را کمتر یادم می یاد .! اما شما حس کردی  زدم زیر قولم!حست هم قشنگه !هیپنوتیزم دیشب حدود ساعت 1 شب بود از دور نگاه کردم به  قاب عکس! خدای من! چند ماهی  می شد که به آن نگاه (عمیق )نکرده بودم . آخه می دونین  چند روزی بود که دلم شور می زد آنقدر که دیگه حس می کردم دیگه آخرشه !داشت قلبم از جا کنده میشد (هنوز هم ) آخ. گفتم نکند کسی دست بهش بزند.!!و با تمام خاطراتم از طاقچه بیفته ! همیشه حس می کنم وقتی چیزی تو ذهنم هست(اگه بد باشه ) زودتر آن که فکرش رو هم بکنم سراغم میاد و شروع میکنه به عذاب دادنم !با خودم کل انجار میرم که خدایا  چرا منو این همه بد بختی ! انگار افکاری که در بالای سرم چرخ چرخ می زنند، یکی برایشان دونه  می پاشد و تورشان می کند به کلبه خیالم میرسونشون ! اینجا  بود که طاقتم طاق  شد  و نمی توانستم تاب بیاورم. رفتم و قاب عکسو  آوردمش(خدا به خیر کنه )... با خودم گفتم  قاب عکس ها هم دیگر جای خوبی برای مخفی کردن نیستند! می دانی، گفتم که بد قولی کردم. ولی این دفعه دست خودم نبود. وقتی آنها را دیدم بی اختیار یاد آن روزها افتادم. روزهای خوش جوانی!خیال باطل حالا می فهمم که آن لحظه ها چه قدر لذت بخش است. امید که در وجودت باشد چه قدر زیبا می شود روحت! حالا اما قدر هر لحظه لحظه  زندگی ام را می دانم. نمی خواهم دیگر حسرت آن روزهای گذشته ام را بخورم. اگر آن روز هیچ نمی دانستم چه حسی دارم، عینکحال که می دانم خیلی خوشحالمهورا !.تو هم  می دانی؟؟ مهتاب! این روزها شاید چهره ام به شادابی آن روزها نباشد و پر توانی آن روز ها را نداشته باشم  یا حتی دیگه اسکلتی از اون آدمک  نمونده باشه !!بازنده. اما وجودم مملو از یک حس جدید است. یک حس رهایی از قید و بندهای زمینی. یک حس که زندانی ای که زنجیرها را پاره کرده است و فقط با صدای بلند فریاد می زنه و به خودش میگه (تولدم مبارک )و ورودش را به دنیایی دیگر و متفاوت جشن میگیرد ! . نگاه ام اگر آن روز به ماه بود به تصویری بود که برکلبه خیالم  نقش بسته بود  هم زیبا بود و هم رویایی من هم خودم را نزدیک به تو و در میان ابرها

میدیدم و از دور دست برای همه اونایی که باهام نبودن دوست نداشتن من و تو  ما بشیمافسوس ! چشمک می زدم چشمک.!   اما آن روز که به خانه ات  آمدم و تو را از دور میتوانستم نظاره کنم .کنجکاوی ام سخت مرا آزار می داد که تو چه کرده ای با خودت مگر تو همانی نبوده ای که خودت می خواستی تو که میگفتی تو این آسمون فقط مهتاب هست ! .امون از دست این ستاره ها که اینقدر درو و بر ماه را شلوغ کردنتعجب  !نکند تو داری خودت را مجازات می کنی که در آسمان دیگران باشی و اونی باشی که دیگران می خواهند ! اگه نه پس دلیلی بر این نیست که تو محبوس افکار کسی باشی که سالها با تو فاصله دارد تو با وجودت و نوری که در دل داری می توانی آانقدر اطرافت را روشن نمائی که دیگر کسی متوجه ستاره ها نگردد  .مهتابکلافه !تودر  لحظه ای که تصویر زیبایت روی حوض خانه می افتاد سخت شکننده نشان می دادی و این حس سراسر وجودم را از سر گرفته بود که مبادا کودکی از راه برسد و آبنبات چوبی اش را درون حوض بیندازد و تو را بشکند سخت بود اما به چشم خود دیدم  !!پس صبور باش و از بالای سر نورت را ما برسان !ای مهتاب ، شاید دیگر کسی نیست که نجواهایم را بشنود، اما لااقل حال می دانم که تو از آن بالا نظاره ام می کنی. لبهایم را نگاه کن... شاید از آن دلتنگیهای چندمدت پیش   را که دیگر رها شده اند لب خوانی کنی... که چه نجوا میکنم و با خودد چه می گویم .مهتاب من تو همان مهتاب خودت بمان و بر خودت بناز !  دیوونه شده ام نه ؟!استرسشاید تو هم به این باور برسی که دیوانه شده ام !تنها دلخوشی ام همین دیوانگی ام می باشد همین که دیوانه صدایم می کنند به خودم می بالم و کلی ذوق می کنم ! مسافر مهتاب ....تو در آسمانی من روی زمین ....!فاصله هاست میان من و تو .........تعجب

/ 27 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل یخ

[چشمک]چه دردهای مشترکی کاملا درک می کنم نکنه همکاریم؟؟!![تعجب][چشمک][نیشخند]

گل یخ

[لبخند]سلام و خدا قوت الان که اول وقت هست و باید سرحال باشید[چشمک] [گل]یاعلی[گل]

گل یخ

[لبخند]سلام و روز بخیر من هم هفته ای پر از خیر و برکت و شادی و سلامتی براتون آرزو می کنم ممنون از لطف و مهر شما[گل]

گل یخ

[گل]موفق و سر بلند باشید [گل]یاعلی[گل]

گل یخ

[لبخند]سلام و ایام به کام[گل] ........ دلتان پر نور ..... لبتان پر خنده چشمتان روشن ...... چون دوباره خالق دعوت از خلق نموده ........ به ضیافت به سرور تهنیت باد حلولت ای ماه تهنیت باد حضورت ای مهر تهنیت باد قدومت قرآن

گل یخ

[گل]چشم حتما به یادتون خواهم بود شما هم برام دعا کنید که این ماه بهره ی کافی رو ببرمو دست خالی بر نگردم[گل]

عرفانه

به روزم قدم رنجه کنین![خجالت][گل]

شاپرک

سلام فرا رسیدن مهمونیه خدا مبارک به روزم التماس دعا مهمونی خوش بگذره[گل]

ستایش خیرابی

سلام من تورولينك كردم بااجازه. توهم منولينك كن.باشه؟