چرا نمیری دیگه ؟!

برو ؛ دیگه نمی خوامت ! سوالخودت باید این را از قبل می دونستی .باید از قبل مثل من خودت را برای همچین روزی تموم نمی کردی عصبانی برو نمی خوامت . نبودنت بهتر از بودنت دیگه دارن این حس را درونم روشن می کنن که باید از همه چیز دل بکنم ، ازاونا خسته شدم تا کی باید نگرانت باشمعینک تا کی این نگرانی را مثل خوره به جون خودم بندازم هر زوزم بد تر از دیروزم بشه میدونم به قول شما  باید حس کنم که شاید عشقی که فقط مال منه  را با دیگری هم قسمت نمی کنی ولی دیگه نه خودم را باور دارم و نه تو را ،تعجب دیگه نمی خوامت تا کی باید صدای سردت را بشنوم تا کی باید محبتت را وقتی ببینم که تنهایی چرا باید دوست داشته باشم تویی که وقتی دورت شلوغ من را فراموش می کنی مگه نمی گی که عاشقی مگه نمی گی که دلت مال منه  چرا وقتی تنها نبودی  فراموشم کردی ؟مگه می شه کسی دلش روحش جای دیگه باشه ولی معشوقه را فراموش کنه تنها می توانم بگم همه حرفات دروغ برو دیگه نمی خوامت نه خودت را و نه اون عشقت را . شاید از نظر تو بدون هیچ دلیل و یا بهونه من باشه ولی نه من با تو خیلی چیزها را بدست آوردم و دیگه هم  دلم نمیخواددنباله رو اونایی که قبلا ازدست دادم باشن و همه را به دست باد بدم ! به هر حال حرف دل را باید به اهل دل گفت !! بالاخره البته این مثل همین جوری به ذهنم رسید که مورچه به گنجیشکه گفت (( اون موقع که جیک جیک مستونت بود ، یاد زمستونت بود ! ))

ولی خیلی سخته که بغض داشته باشی اما نخوای کسی بفهمه...
خیلی سخته که کسی که فکر می کنیه همه کسش هستی ازش بخوای فراموشت کنه !
خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت وو روز ولنتاین را بدون عشق باشی و بدون حضور خودش جشن بگیری ...
خیلی سخته که روز تولدت ٬ همه بهت تبریک بگن ٬ جز اونی که فکر می کردی به خاطرش زنده هستی !
خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی ٬ بعد بفهمی دوست نداشته و فقط بازیچه اش بودی !...
خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی ٬ اما اون بگه : حالا نوبت یکی دیگه اس !!!

 

 

/ 8 نظر / 17 بازدید
مهدی=-=-دفتر عشق

سلام دوست گلم خوبي؟ دفتر عشق به روز شد منتظر حضور سبزت در دفتر عشق هستم برقرار باشي و سبز[قلب][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] چه کسي فهميد درد دلم را در آن شب باراني! چه کسي ديد اشکهاي مرا در زير قطره هاي باران! چه کسي شنيد صداي ناله دلم را ، چه کسي حس کرد سردي دستهايم را! هيچکس نبود در آنجا ، من بودم و يک دل تنها ! [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

گل یخ

[گل][لبخند][گل] سلام و روزگار بر وفق مرادتان خداوند در همه حال یار و نگهبان بندگانش باشد [گل] به یاد شما و دیگر دوستان نائب الزیاره بودم امیدوارم همه به حاجات خیر و خوبشان برسند [گل]

گل یخ

[متفکر]این متنی که نوشته بودید واقعی بود ؟؟!! [قهر]خدانکنه دل کسی به این روز بیافته[ناراحت]

گل یخ

[لبخند]سلام و روز بخیر [خجالت] ببخشید که چند روزی به علت ماموریت اداری و قطع بودن نت موفق نبودم مرتب به شما و دیگر دوستان سر بزنم امیدوارم سلامت و سر بلند و موفق باشید و دلتون همواره به گرمای مهر و دوستی گرم باشه [گل]

عرفانه

سلام رفتم تهران دوستمو ندیدم اما الان شیرازم فر[گل]دا هم میبینمش!

عرفانه

اره خوب گفتی چرا فقط تو تنهایی یاد هم میکنیم چرا![سوال]

گل یخ

[لبخند]سلام و روز بخیر هفته ای پر از خیر و برکت و شادی داشته باشید بخصوص که با : [گل]اغاز ولایت و امامت حضرت ولی عصر و زمان (عج) همراه شده است[گل] .................... چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی برای ما که دل شکسته و خسته ایم نه برای عده ای چه خوب شد نیامدی تمام طول هفته را به انتظار جمعه ایم دوباره صبح ....ظهر ...نه غروب شد نیامدی [گل]اللهم عجل لولیک الفرج [گل]

گل یخ

[لبخند]سلام و ممنون از لطف شما دو چشم " آمنه" در چشم رخشانی " محمد" بود که ناگه دید روی دخترانی آسمانی را به دست این یکی ابریق سیمین در کف آن دیگری طشت زمّرد بود دگر حوری پرندی چون گل مهتاب در کف داشت " محمد" را چو مروارید غلتان شستشو دادند به نام پاک یزدان بوسه ها بر روی او دادند [گل]